شنبه، 15 آذر 1399
خلاصه پرونده ثبت جهانی گنبد سلطانیه
منطقه: آسیا
محدوده جغرافیایی: زنجان- شهرستان سلطانیه
 نوع: فرهنگی
معیارهای ثبت جهان: ii, iii, iv
 شماره ثبت جهانی:  1188
تاریخ ثبت جهانی: 24تیرماه  2005
شماره ثبت ملی:        ۱۶۶
تاریخ ثبت ملی:         ۱۵ دی ۱۳۱۰
دوره:   ایلخانی
قدمت: بیش از 740 سال
 
دلیل شهرت: این گنبد در استان زنجان و همجوار با شهر زنجان قرار دارد و مقبره سلطان محمد خدابنده به شمار می‌رودگنبد سلطانیه به عنوان بزرگترین گنبد جهان به ثبت رسیده است.
گنبد هشت ضلعي سلطانیه در بیست و نهمین اجلاس کمیته میراث جهاني یونسکو در شهر "دوربان" آفریقاي جنوبي، 19 تیرماه سال 1384 ،با اکثریت آرا و بدون هیچ مخالفتي، به عنوان هفتمین اثر تاریخي ایران در فهرست میراث جهاني یونسکو به ثبت رسید
گنبد سلطانیه بزرگترین گنبد آجري ایران می باشد.  این گنبد پس از بناي كاتدرال سانتاماریا دلفیوره "كلیساي جامع مریم مقدس" در فلورانس ایتالیا و مسجد "ایاصوفیاي" استانبول، سومین گنبد تاریخي بزرگ جهان محسوب مي شود. این بناي آجري با  48.5 متر ارتفاع و 25.5 متر دهانه گنبد ، و دارای پلان هشت ضلعی است که دارای دو دوره تزییناتی است 
معیارهای مجموعه گنبد سلطانیه:
معیار :II
افتخار، عظمت، شکوه و زیبایی هنر معماری ایران به ویژه در روزگار اسلامی عمدتاً به آرایش و تزئینات آن است. یکی از نمودهای بسیار زیبا و عالی انعکاس هنرهای کاربردی در معماری ایران، گنبد سلطانیه میباشد که حلقه اتصال تفکر معماری و تزئینات میان معماری سلجوقی و تیموری می باشد. همچنین سلطانیه تأثیر مهمی را در معماری دوره اسلامی آسیای مرکزی و غربی داشته است. هرچند که ایده گنبدهای دوپوش پیشتر نیز وجود داشته است.
گنبد سلطانیه به عنوان یکی از نمونه های خوب باقیمانده از این نوع تکنیك سازهای است که به عنوان مرجعی برای توسعه و گسترش این تکنیك بر جای مانده است. تزئینات گنبد مصداق ارزشمند و برجستهای از این نوع محسوب می شود.
معیار :III
سلطانیه به عنوان پایتختی کهن از دوره ایلخانی، مؤید ویژگیهای خاصی از تاری در قرون 13و 14میلادی بوده است. این پایتخت ایلخانی، ارزشهای تاریخی فرهنگی پراهمیتی را دارا می باشد.
.
معیار :I v
در کشفیات اخیر باستانشناسی در جهت صحت گفتار مورخان، 14برج و بارو و آثاری از خندق بدست آمده است. طراحی شهری ارگ نمونه ای از ارتباط فرهنگهای مغولهای کوچ نشین و جامعه ایرانی می باشد. همینطور در خصوص مقبره اولجایتو ارزش های برجسته معماری بازتاب دهنده مهندسی سازه، تناسبات و فرمهای معماری است. همچنین طرحهای تزئینات و تکنیك های بکار رفته در آن از جمله ارزشهای برجسته فرهنگی - معماری این اثر محسوب می شود.
در مجموعه ی معماری ثبت جهانی گنبد سلطانیه معیار های اصالت و سلامت به شرح زیر توصیف می شود.
سلامت:
شهر قدیم سلطانیه امروز به عنوان محدوده باستان­شناسی با کمترین دخل و تصرف در تراز منفی نسبت به تراز صفر جاری عرصه و شهر باقی مانده است که گنبد به عنوان نقطه عطف آن کاملاً پابرجا زنده مانده و با دیگر عناصر عرصه در وحدت قرار دارد. در قرون متمادی بخش عمده فرم و سازه گنبد سلطانیه به سلامت باقی مانده است، گرچه بخشی از تزئینات خارجی گنبد موجود نمی­باشد ولیکن عمده تزئینات داخلی آن حفاظت شده و در دست مرمت است. گنبد سلطانیه علی­رغم داشتن چند قرن قدمت سلامت فرم و سازه خود را حفظ نموده است. تناسبات خاص آنها محفوظ بوده و از بین نرفته است. روابط پایدار میان عناصر تشکیل دهنده اثر حفظ شده و برقرار می­باشد. فشارهای توسعه شهری یکی از نگرانی­هایی است که می­تواند سلامت مجموعه را تهدید نماید. معهذا وضعیت عمومی مجموعه از نظر سلامت مطلوب است.
اصالت:
گنبد سلطانیه زنجان متعلق به سالهای نخستین قرن هشتم ه. ق برابر با قرن چهاردهم میلادی می باشد. مورخان؛ دوره حکومت حقیقی ایلخانان مغول در ایران را بین سالهای 656 ه.ق (شروع فتح بغداد و استقرار حکومت هلاکو در ایران) تا 736 ه.ق (مصادف با مرگ سلطان ابوسعید آخرین پادشاه نسبتاً مقتدر ایلخانی) می دانند. البته منطقه سلطانیه قبل از ایلخانان مغول نیز مورد توجه بوده است. چنانکه مستندات و مطالعات باستان شناسانه نشان می دهد، دشت سلطانیه حداقل از هزاره پنجم پیش از میلاد مسکون بوده است. وجود سفالهای نخودی رنگ منقوش با طرحهای هندسی سیاه رنگ و همچنین سفالهای هزاره چهارم و سفالهای خاکستری رنگ هزاره اول پیش از میلاد در جنوب شرقی شهر قدیم سلطانیه ( اطراف تپه نور ) خود روشنگر این نکته است.
مغولان به ایران حمله کردند و پس از فتح شهرهای کرانه سیحون، سمرقند و بخارا تا سال 617 ه.ق سراسر ماورإلنهر را تصرف کردند. در پی آن شهرهای آسیای میانه و خراسان همچون مرو، نیشابور، توس، هرات، بلخ و بامیان توسط لشکریان مغول به تصرف در آمدند. مغولان در این جنگ با سپاه بزرگ و جنگاور خود، نیشابور را فتح نمودند. در ادامه، همدان به تصرف ایشان در آمد و حکومت پیشین آن سقوط کرد. سپاهیان مغول از آنجا به سمت مازندران متمایل شدند. مازندران را به قتل و غارت مورد هجوم قرار داده و بعد به عراق عجم حمله کردند، آنگاه به سمت آذربایجان و قفقاز حرکت کردند، و در ادامه به جانب گرجستان سرازیر شدند. بدین ترتیب ایران نیز زیر سیطره مغولان در آمد و مدتهای طولانی اعقاب چنگیز بر نواحی مختلف آن حکومت کردند.در مقطعی از این تاریخ، هولاکو یکی از حاکمان پس از چنگیز، مراغه را به عنوان پایتخت برگزید و به توصیه خواجه نصیرالدین طوسی رصد- خانه ای در آن ساخت . هولاکو برای حکومت بر مردمانی که از لحاظ فرهنگ و دین با آنان تفاوت داشتند و سنت چادر نشینی و قبیله ای را قبول نداشتند ، ناگزیر به جذب افراد و خانواده های سلجوقیان و خوارزمشاهیان پرداخت، از جمله خانواده جوینی از اولین کسانی بودند که با ایلخانان همکاری داشتند. مغولان علاوه بر انتصاب ایرانیان به سمت وزیر، به ماموران و خدمتگزاران ایرانی برای دستیابی به امور اخذ مالیات و روابط با شهر نشینان نیاز داشتند. به این شیوه، نفوذ ایرانیان به در بار ایلخانان افزایش یافت و مغولان با کمک ایرانیان بر متصرفات خود استقرار یافتند. هولاکو پس از ویرانگریهای پیشین دریافت که شناخت هویت سیاسی، اجتماعی حاکمیتش تنها با رشد فعالیت های عمرانی که در اصل شاخص عصر تمدنی محسوب میشود، جامه عمل خواهد پوشید.
بنابراین روند شهر سازی از زمان هولاکو در مراغه آغاز شد و به غازانیه تبریز تسری یافت و سرانجام در سلطانیه به اوج اعتلا و شکوفایی خود رسید. سلطانیه در آن روزگار بویژه در بخش شهر قدیم یک مجموعه ی عظیم فرهنگی به شمار می رفت که سنت معماری و تجارب پیشینیان را در ساخت و سازهای مراغه و تبریز حاصل تفکر معماری و سرانگشت تدبیر معماران و هنرمندان مناطق دوردست و زمان های دیرین را یکجا متمرکز ساخت. ساخت شهر سلطانیه را می توان متأثر از ساخت سنتی شهرهای پیش از خود دانست. از سوی دیگر با نگاهی به روند معماری در این دوره می توان این شهر را وراث مستقیم مکتب مراغه و تبریز دانست. این شهر از روی یک الگوی دقیق برنامه ریزی ساخته شده بود و می بایست از یک بافت شهری منسجم و بهم پیوسته برخوردار باشد، تا کلیه محلات مسکونی، تجاری، شهری و بازرگانی را به هم ترکیب و پیوند دهد. اولجایتو پس از طرح شهر برای ساخت آرامگاه خود هنرمندان و معماران و صنعتگران را از هر سو به سلطانیه آورد تا یکی از شاهکارهای عظیم معماری و هنری دنیا را بنا کند. پس از فوت غازان اولجایتو به وصیت پدر عمل کرد و تصمیم گرفت که ساخت بنا را تمام کند و به همین انگیزه سلطانیه را به پایتختی انتخاب کرد و وسعت آن را گسترش و از دوازده هزار گام به سی هزار گام افزایش داد. در این میان با استفاده از نبوغ هنرمندان نخبه آن روزگار و فراخوانی آنها به منطقه سلطانیه و درایت خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی وزیر خود کار ساخت گنبد را آغاز کرد. اولجایتو نقشه گنبد را هشت وجهی نهاد و با تاثیر پذیری از مقبره سلطان سنجر در مرو و نیز بنای مقبره غازان خان و با استفاده از مهارت و ذوق و استعداد چیره دست آنچنان اثر هنری پدیدار آمد که در نوع بی نظیر محسوب می شد.
شهرسلطانیه دراین زمان ازهرلحاظ به زمان اوج ترقی و شكوفائی خود رسیده است. اما این جلال و شكوه دیری نپائید و پس از سلطان محمد به سال 716ه.ق رو به زوال گذاشت. بعد از سلطان محمد با اینكه شهر مقر حكومت ابوسعید بهادرخان فرزند اوگردید ولی كم كم رونق و صفای این پایتخت از دست رفت و این شهر بزرگ مورد بی مهری قرار گرفت. سرانجام بر اثر حمله تیمور گوركانی وضع شهر دگرگون و از سكنــه خالی گــردید. ولی با این كه كلیـه ابنیه و آثار محو و نابود گردید، آرامگاه سلطان محمد خدابنده مورد احترام قرار گرفت و دستبردی بدان زده نشد. اكنون نیزاین هنرستان عظیم یكتا و بی رقیب خود نمائی می كند و عظـمتش چشــم ها را خیــره می نمــاید و یــادگاری است از شهری كه روزگاری قلب امپراطوری ایلخانان مغول بوده است و فــرامین از آنجا صادر میشده است. 
با انقراض حكومت ایلخانان و تسخیر ایران به دست امیر تیمور، سلطانیه محل حكومت میرانشاه شد. در اوائل قرن نهم هجری قمری اهمیت و مركزیت سلطانیه از دست رفت و رو به به ویرانی و افول نهاد و رشد و توسعه آن متوقف گردید. زندگی تاریخی سلطانیه در چهار دوره بررسی می شود که شامل بخش های زیر است:
الف: دوره ایلخانان مغول: در این دوره شهر به دلیل قدرت نظامی و اقتصادی فرمانروایان ایلخانی بوجود آمده و به حداكثر رشد خود رسید.
ب: دوره امیر تیمور و فرزند او میرانشاه: در این دوره علیرغم ویرانیهای بسیار،  ناشی از جنون میرانشاه ، روند اضمحلال شهر با مهاجرت جمعیتی كه در زمان شاهان ایلخانی به اجبار به سلطانیه كوچ داده شده بودند همراه می شود. بنا به گفته پیتر دیولافوآ در روز وفات سلطان محمد در 716 ه.ق چهارده هزار نفر شهر را ترك كردند.
ج: دوره صفویه و قاجاریه: در این دوره اگر چه سلطانیه اهمیت خود را از دست داده بود لیكن منزلگاه معتبری بین قزوین و تبریز به شمار می آمد. در اوائل حكومت قاجاریه و به هنگام جنگهای ایران و روسیه چمن سلطانیه از مراكز تجمع سپاهیان فتحعلیشاه قاجار بود. همانگونه كه قبلاً نیز اشاره شد فتحعلیشاه كاخی در نزدیكی شهر ساخت كه باعث انهدام و تخریب بسیاری از بناهای تاریخی محوطه گنبد سلطانیه و شهرگردید. ویرانی شهر و مهاجرت ساكنین شهر به جایی رسید كه جمعیت آن در قرن سیزده ه.ق به حد زیادی نزول كرد. بطوریكه از شهری چون سلطانیه قرن چهارده ه.ق پایتخت یكی از معتبرترین دولتها بود چیزی به جز یك دهكده فقیر بجای نماند.
د: دوره ی معاصر: پس از ثبت ملی در 1310ه.ش و ثبت جهانی گنبد سلطانیه در سال1384 سایر بناهای ارزشمند این شهر و ارگ سلطانیه بار دیگر مورد توجه قرار گرفتند. اقدامات مرمتی و حفاظتی در این شهر با جدیت شروع گشت و تغییرات بسیاری در چهره ی شهر به واسطه ی آزاد سازی ارگ صورت گرفت. هم اکنون اگرچه بخش سلطانیه به شهرستان ارتقاء یافته و همه ساله گردشگران بسیاری را به خود جلب می کنداما همچنان نیازمند پژوهش، بهسازی و آبادانی در بسیاری از عرصه های میراثی و عمران شهری می باشد.
در مرمت­ها و اقدامات صورت گرفته مرتبط با این اثر، اصالت اثر کاملاً مورد حفاظت قرار گرفته است. تاکنون این اثر به عنوان یکی از شاخص­های معماری تاریخی - فرهنگی کشور ایران چه به لحاظ وجوه کالبدی و چه از منظر وجوه فرهنگی در طی دوران مختلف مد نظر بوده و همچنان این نقش را داراست. فنون اجرایی و تکنولوژی ساخت این بنای آجری از ویژگی­های اصیل آن محسوب می­گردد.